
حالا کنار هم راحت مینشینیم و میایستیم و میخوابیم و ناگهان دلمان یاد این وبلاگ را میکند و سر میزنیم بهش و چه روزها و سالها که گذشته و چهها که مانده و چهها که رفته. اما تو ماندهای. ما ماندهایم. و حالا که این ماندنی هست، رفتهها به چه میارزند؟ چه خوشحالم که تو هستی. همواره باش. بخوانید...
ادامه مطلب
حالا کنار هم راحت مینشینیم و میایستیم و میخوابیم و ناگهان دلمان یاد این وبلاگ را میکند و سر میزنیم بهش و چه روزها و سالها که گذشته و چهها که مانده و چهها که رفته. اما تو ماندهای. ما ماندهایم. و حالا که این ماندنی هست، رفتهها به چه میارزند؟ چه خوشحالم که تو هستی. همواره باش. بخوانید...
ادامه مطلب
خب درست که من خیلی از این خوراکیا رو دوست ندارم، ولی تو شهر ما اسفناج و اینجور چیزا که تو دوست داری، همیشه کنار همه غذاها هست؛ نوش جونت. * اینجا همون جاییه که همون بشقاب خوبا رو داره. +نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۶ساعت21:55 توسط... | ...
ادامه مطلب
شانههایت را قوی کن گامهایت را محکم؛ کل کوچههای شهر مانده تا که با تو طی کنم! +نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۵ساعت18:47 توسط... | ...
ادامه مطلب
شکلات را دقیقا با کجایتان میخورید که همه جایتان را نمیدانید که بالاخره بهتر است با هم حرف بزنیم یا همدیگر را نگاه کنیم و اجزاء و کل برای عاشق میشود ندانستن گذاشتن ریش زیر پتو یا پتو زیر ریش....
ادامه مطلب
ساعتی نبودنت، همه تنم را به درد میکشاند. درمان من، کمی زودتر بیا. ...
ادامه مطلب
_ تو بخون _ نه تو بخون _ نه تو _ تو _ اصن سنگ کاغذ قیچی کنیم _ باشه . . . (بعد از شش بار عین هم سنگ کاغذ قیچی آوردن) _ عدد بیاریم. اگه زوج اومد تو بخون، اگه فرد اومد من. (بعد از عدد یکسان آوردن) _ئه چرا اینجوری شد؟ من سعی کردم مخالف چیزی که تو ذهنم بود بیارم که مثل تو نشه باز. تو چی کار کردی تو ذهنت؟ _ من چون میدونستم مثل هم میاریم، گفتم اگه زوج شد تو بخون.:)) _قبول نیست جر زدی. من نمیخواام. _ باشه دوباره عدد بیاریم، اگه زوج شد من میخونم. (هر دو زوج نشان میدهیم) _ نههه قبول نیست یه بار دیگه بکنیم، اگه زوج شد تو بخون. _ نه خیر زرنگی؟! مثل هم میاریم باز. _ پس اصلاً تخته بازی...
ادامه مطلب
امروز ما دوساله دوستت دارم....
ادامه مطلب